خرید بک لینک
صبح وقتی سرکار میرم این دانش آموزهارو میبینم که کتاب بدست منتظر سرویسن خدا چه روزهای گذشت چه بدبختی هاییمن دلم میسوزه براشون یا برادر زادم کلاس اول با چه بدبختی داره نوشتن و خواندن یاد میگیره زمان دان

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: شنبه 21 دی 1398 ساعت: 7:11

این کارفرما ما خیلی آدم کار درستی هست تخم مرغ رو نمیذاره مشتری خودش برداره میگه سوا میکنن بزرگهارو میبرن کوچیک میمونه واسه بقیه

آنوقت تا دلت بخواد گرون فروشی تاریخ گذشته الی ماشاالله از این کارها

دوسش دارم با تمام دروغ های که میگه و من خندم میگیره

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:13

آخه یعنی چی که استعفاء هم دست خودت نیست

حالا تو از کار استعفاء بده کی موافقت میکنه

آقا درسته من کارم درسته ولی دلیل نمیشه از این کار راضیم

آخرش که چی تا آخر تابستان مجبورم

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:13

صفحه بندی